« منشور پرشيا »
پسر ماندانا و كمبوجيه با شما سخن ميگويد
هرگز از پندِ پيران و دلالتِ خردمندان
پرهيز نكردهام
هرگز در قضاوتِ خويش
به گفته ي بي اعتمادِ آدميان
بسنده نكردهام.
دلالت بر آدمي
داناييِ بسيار ميطلبد.
هرگز به اهل ترديد اعتماد نكرده ام
هرگز به اهل غيبت اعتماد نكرده ام
هرگزبه واژهچرانِ چاپلوس اعتماد نكرده ام
چنين نباشد كه پرگويان را دوست بدارم
او كه تنها به سخن گفتن شادمان شودغمگين ترينِ شماست.
غافل و آسوده باش
همچون من كه هرگز از تولدِ تاريكي نترسيده ام
زيرا نور هميشه در قفايِ ماست.
پس گفت و گو كنيد به اندازه،
گفت و گو كنيد به شادي،
به اعتماد،
به بزرگي.
دوزخ شما تنها بدگماني شماست.